تبليغاتX
طنز و کاریکاتور...نویان طنز و کاریکاتور...نویان

 

www.Noyan.blogfa.com siroosh
يا لطيف...

سلام بر دوستان و آشنايانو اينا.. اينقد سرم شولوغ پولوغ بود كه 3-4 ماه آپ نكردم!.
تو اين چن ماه چنتا تصوير سازي از خودم در كردم كه ميزارم تا شما هم ببينيدو از خودتون نظر در كنيد.
در بين اين كارايي كه ميبينيد يه خاطره براتان تعريف ميكنم كه ببينيم چطورين خوشين سلامتين در سلامتي كامل بسر ميبرين هو!
اين داستان به صورت نظم در اومده كه از خودم در وكردم بيس تومن وَشد!
خودتون يه ديگه يه آهنگي ريتمي به اين شعرا بدين و بخونين!

-----------------------
يه روزي در زماني، كه ما ميرفتيم پيش دبستاني ، معلم داشتيم با كت و شلواري!
منو اصغر دماغو آن شر لي سوار فرقون ميشديم با چكمه هايي!
آخ كجايي!
اي جواني!
....
هركي اين داستانا رو ميخوانه،
قرص ضــد تهــوو را بــــخــــواره!
پشه تپل مپل...Siroosh
"اين په بالايي رو ميبينيد رو برا بازييي كه تو سايت نگار خونه راه انداخته بوديم كار كرده بودم..."
 
تو كلاس با آآآآن شر لي، نشسته بوديم كه يه هو خان خنگي" اصغر دماغ"
با يه سيـــــبيــــــل مص نوعــــي وارد كلاس شد بـــــــــــــد جـــــــــــــــوري!.
همون موقع هم معلم كوتولَمون
وارد كلاس شـــــــــد دوون دوون
و دَم در، پاش رفت رو بند كفشش
محكم با بيـــــــــنيو لبو لوچـــــــش
اومد رو زميـن و پوزش اومد كش!
  گاو مگولي!...siroosh
"
اين بالايي رو با فوتوشاپ كار كردم..."
 
...خلااصه چـــشمتون روز بد نبيـــــنه ه ه ه ...
دندوناش رفت تو لباااااش ،رنگش پريده ه ه ...!
عينكش صورتشو پااااره كـــــــرد ...
زميـــن فك و بينيشو مچاله كرد!
همه از خودمون احسا سات در وَ كرديم ...
گريه هاي مصنوعي از چشـــم وَ كرديم!
عشق مگسي...Siroosh
"اين بالايي ماله بازي نگار خونس كه موضوعش پشه بود"
 
ناظـــــــــــــم دوان دوان اومـــد تـــــو كــــــــلاس
كه يه هوگير كرد به بند كفش معلم،با پا هاش!!
با پيشونيش اومد رو زميــــــــــــــــــن ناظم
دسته ي عينك معلم رفت تو بينيه سالم!
كه باعث شد دسته ي عينكه تو بينيش
بشكنه و خون بپاشه بيرون تا مو ببينيم!
و نا ظم هي تكون تكـــون ميخوره!
ما گفتيم اين كارا بي خـــــــوده!
...اصغر دماغ اين وسط فكر درميكُنه
كه ناظم داره جون ميكَنه جان در ميكُنه!

siroosh ... پشه دپرس!
"اين كار بالايي هم برا بازيه توي نگارخونه كار كرده بودم"
 
يه صندلي برداشت محكم كوبيد رو كلش
كه اومد جلوي چشماش خانم مهـــوَش!
كه چشمتون روز بد نبينه ه ه ه...
كسي مثل ماها اين صحنه نديده ه ه!
صورتش اعلاميه شد به روي زمين...
خون از پشت سرش بشد رنگين!

پشه كار گر...siroosh
"اين بالايي كه ميبينيد همون پشه بازي هست!"

تا معلم اومد پاشــــه از روي زمــمين
و بگيره اصغرو بزنه يك مشت سنگين
مدير مدرســـــــه پريـــــــــــــــــــد تو كلاس
اين دفه به بند كفش گير نكرد به پا هاش!
اما طوري شده كه ديد روي باباش!
siroosh ... پاستل گچي...درختان
"اين بالايي رو كه نظاره ميكنيم رو با پاستل گچي و مداد رنگي كار كردم"

يعني پاش روي خــــــــــــــون هـــــاي رو زميــــــــــــــن
ليز خورد و با پشت سرش شتاب گرفت به روي زمين!
تو ايـــن لحـــظـــــه كه داشـــــت ميـــــــــــومد رو زمــــيـــــــــن!!
دوربين مثل فيلم ماتريكس 360 درجه دورش چرخ زد همـمين!!!!
اين قسمت بايد دكلمه خونده شه!!(آن شرلي هم كه براي رنگ كردن موهاي قرمزش احساسات نشون ميداد دويد طرفه خونها و مشت مشت كلشو با خون ميشست كه موهاش رنگ خودشو حفظ كنه!)
پشه سوسمار...siroosh
"اين بالايي ه بازي مگس!"

اصغر دماغ و آن شر لي اومدن سر جاشون نشستن
كيفـــــــــــــــــــــو دفترو بارشـــونو تو بقچه بســــــتن!
مبصر كلاس از خوااااب بيدار
شدو ديد معلم اومده داخل كلاااااس از جااااااش پاشــــودو گفت برپاااااا!
بچه ها ريختن رو سرشو گرفتن از كتك ســــــيرش كردن!
با ملايمت بهش گفتن خفه شو مگه نميبيني معلم خوابه مر تيكه ي احـــــمق!
بعد براي همدردي با خونواده هاشون سرود"ميرن آدمااا هاها ها آ...از اونا فقط....)رو ذكر كرديـــم!
و سر هامونو با تـــــــــــــــــــيشه خــــــــــــوردو له كــــــــــــــــــرديم!!
قصه ي بي مزه ي ما به ســــر رسيد كلاغه
به دَم خونش رسيد ولي زير ماشين له شد!...نرســـيد!

فوتبال ساحلي تو خونه!...siroosh

"اين بالايي كه ميبينيد روش جديدي از تصوير سازيه كه از خودم در كردم! ديگه دوراشون قلم گيري نشده! و با فلش هم كار كردم!"
--------------------------------------------
امسال واقعا سال توپيه!(همين طوري گفتم دور هم باشيم!)
اين كاريكاتور زيري كه ميبينيد يكي از كاراي نمايشگاه چهارممونه تو اصفهان...
نظرتونو بگيد را جبش...كلا با كامپيوتر كار شده...
شاندويچ شيگارر...Siroosh

تو اين وبلاگ مياين فقط انتقاد كنيدو پيشنهاد بدين...
قول ميدم تند تند آپ كنم!
مرسي و ممنونم از همتون همتونو به خداي مهربون ميسپارم...
خدانگهدار...



::مجتبي::
 

siroosh

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مرداد1388ساعت 0:58 قبل از ظهر  توسط مجتبی  | 

www.Noyan.blogfa.com

 

. سال نو مبارررررررررررك...
سلام به تموم دوستاي خوبم..


اينم سفره  هفت سين خونمون...سال 1388


شرمنده دور آپ كردم،اينقدر سرم شلوق بود كه به هيچ كاريم نميرسم!
راستي سال گاوتون مبارك...اميدوارم در اين سال زندگي گاويتون پر از شير باشه!
ميخواستم براتون طنز بنويسم كه وقت نشد...ولي براتون چنتا تصويرسازي كردم كه اميدوارم خوشتون بياد...


عيد همتون مبارك....سيروش
چيزه...حالا كه دارين كارامو ميبينيد بزاريد يه خاطره بگم...
منو دوستم داشتيم ميرفتيم سفر خارجه
سوار هواپيما شديم...هواپيماش سه چهار طبقه بود...ما طبقه هم كف بوديم
هواپيما كه رفت هوا همه خوشحال رو صندلي هامون نشسته بوديم..كمر بند هامون هم بسته بوديم!اون خانومه هم تو ميكروفون هي فوت ميكرد چيزي نمي گفت منتظر بوديم بگه كمر بند هاتون رو ببنديد ولي نمي گفت!

!گاو همراه با پيرژامه

هي فوت مي كرد،رفتيم ازش بپرسيم خانوم چته؟!ديديم خانوم مونگله! زنه راننده هواپيمامون گله! چيزه مونگله!!يني همون خانومه زنه راننده هواپيمامون بود! راننده هواپيمامون هم مونگوله! اي واي دس يارشم كه مونگله!خاك بسرم! نضافت چيه هم كه مونگله!يه لحظه ديديم خدمه همشون مونگلن!چه كنيم چه نكنيم...خلااااصه ه ه ه ...
من ذره بينمو در آوردم گرفتم تو هوا ديم مولوكولاي هوا منگلن!تازه پي بردم تو هواپيما گازه مونگلي پيچيده بود!... يه هو ديدم شيشه هاي هواپيما شيكستو دزدا از شيشه هاي سمت راست ريختن تو! يه بچه هم همراشون بود...! رييسشون و بچه هه تو هواپيما موندن و باقي از شيشه هاي سمت چپ پريدن بيرون!همين طور الكي!...

فرشته كاغذي...! سيروش
رييسه گفت يا هواپيمارو همون جا كه من مي گم ميكوبوني يا من اين بچمو مي كشم...يه هو بچهه زد زيره گرييه، دزده گفت چته پسرم... بچه هه گفت بابا من مي خوام بوق بزنم!
دزده:نميشه پسرم
بچه:تورو خدا همين يه بار بوق پدر!
دزد : خير
بچه : بوق!
بچه جو گير ميشه تفنگ آب پاششو در مياره مي پاشه تو صورت رييسه!وتكرار ميكنه بوق!
دزد هم تفگشو در مياره صحنه آهسته مي پره به طرفه بچه و شليك ميكنه تو صورته بچه هه و تكرار ميكنه نه! خونه بچه هه مي پاشه رو جمعيتي از مونگولا...
ما ساكت وايساده بويم.دزده اومد رفيقمو گرفتو گفت يا به من گوش ميدين يا اينو مي كشم...منم گفت خب بكشش به درك...ما نيازش نداريم!

عيدتون مباررك  ... امسال واقعا ساله خوبي بايد باشه...


اونم رفيقمو پرت كرد رو زمين و با عصبانيت هفتيرو خالي كرد تو دلش ، بعد مسلسلشو در آورد خشابشو پرت كرد تو صورت رفيقم...خون مالي شد رفيقم...بعد آرپي جيشو در آوردو گذاشت تو دهن رفيقمو شليك كرد...من كه زدم زيره خنده!خيلي باحال بود درست عين فيلماي جنگي هاليوودي بود!
يه هو هواپيما تكوني خورد... همه كسايي كه اونجا بودن و مونگل شده بودن هم تكون خوردن ! ديديم سوپرمنه اومده كمك ... دزده مشغول كشتنه بقيه مردم بود...سوپرمن هم ديد كاري از دستش بر نمياد و همه آدمام مونگول شدن و تو اين هواپيما قتل رخ داده هواپيمارو تو برج دوقلو
محكم كوبوند و ما تركيديمو خوردو له شديم و رفت پي كارش!

!يك چهار شنبه سوري بي خطر
بعله همه اين طور شد كه 11 سپتامبر درست شد و برج ها فرو ريختن پايين...
بعله من خودم تو هواپيما بودم كه اين اتفاقات افتاد...راستي من به خاطر اين مونگول نشدم چون تو كوچيلي مونگولي رو گرفته بودم...الان ديگه روم اثري نداره !

(چه داستان يخي)!
خب ديگه من منتظر نظرات خوبتون هستم راجب تك تكه كارام...

راستي ما يه نمايشگاه خيابوني تو آباده زديم در ايام عيد كه خيلي با حال بود و خوش گذشت....نمايشگاه خياباني پيرژامه (گرافيك ، تصويرگري و كاريكاتور)  اولين تجربه ي نمايشگاه خياباني با مصطفي تو شهرمون بود    نمايشگاه از چهار شنبه سوري بود تا 13 بدر...من گزارش عكسيشو برا تون گذاشتم خوشحال ميشم ببينيد....

نمايشگاه خياباني پيرژامه...

 

براي ديدن گذارش تصويري نمايشگاه پيرژامه كليك كنيد

و به عيدي براتون دارم كه بايد دانلودش كنيد...

انيميشني كه خودم ساختم!با نامه تعقيب و گريز!

دانلود كنيد...

در صفحه ي جديد و به صورت فلش ببينيد...

انيميشن تاسكي...با فلش و فوتو شاپ ساختم...

اينم يكي از كاريكاتور هاي درجه 3! نظر تون رو راحبش بگين...

ليوانه دندوني خواب!

ديگه نميتونم آپ كنم تا بعد از كنكور... برام يه دعاي كوچولو هم كنين بسه...

خوشحال ميشم يه نظري راجب كارام بديد .. انتقادي پيشنهادي كه وبلاگ و قشنگ تر كنه... و مورد پسند شما دوستان باشه...

ممنونم از همه ي دوستهاي خوبم ....

خدا نگهدارتون...

::مجتبي::

siroosh

 

+ نوشته شده در  شنبه 1 فروردین1388ساعت 9:18 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

 

!!! .بدون ذکر منبع مجازات مي باشد و تنبیه بدنی در پی دارد"www.Noyan.blogfa.com"کپی برداری از روی وبلاگ