تبليغاتX
طنز و کاریکاتور...نویان طنز و کاریکاتور...نویان

 

Noyan!

عیدتون مبارک!
سال خوکیتون مبارک!

عید اومده خونه تکونی کن دلتو ........ آب پاشی کن دور و بره منزلتو!

دوباره،آب پاشی کن دورو بره منزلتو ....منزلتو آب پاشی کن ،آب پاشی کن منزلتو...تو...تو...تو خودت نمره ی بیستییییی...!( این قسمتو چند بار بخونین!)!


سلام،سلام،سلام! واااااای از خوشحالی نمیدونم چه جوری سلام کنم! از کجا شروع کنم.

Noyan!
خوبین خوشین سلامتین دماغتون چاقه؟!خوش میذگره؟! ساله نوتون مبارک ، صد سال به این سالا!ماچ موچ! ...
بدی های سال قبل رو کنار گذاشتین؟! خونه تکونی کردین؟! خونه ی دلتون هم تکوندین؟(وای چه قدر با کلاس حرف میزنم!)عیدی چی ؟!عیدی گرفته این؟ یا عیدی داده این؟!

ساله خوکیتون مبارک!

ماهم(وای چه احترامی میزارم برا خودم."ما هم..."!) من هم اومدم با کلی عیدی .که امیدارم لذت کافی رو کف کنید!
بعله ننه سرما شیفتش تموم شد و حالا شیفت عمونوروز شده .
بعله سگه هم شیفتشون تموم شد و خوکه اومد جاش،تا یه سال!. بعله ساله سگی هم تموم شد و باید از (هاپوکومار،سفیددندان،سفید برفی،گربه "سگ" بوش وگ و ...) خداحافظی کنیم و صبر کنیم تا دوباره نوبتشون بشه!

بلاخره نوبت خوکه رسید که زمینو بچرخونه.به نظر میاد ساله خوبی نداشته باشیم!

Noyan

(فقط اینو بگم!تموم این داستان ها تمامآ جنبه ی تفریحی دارد و هیچ یک از وقایع واقعیت ندارد!)
بعله ه ه ه ... !
من که یک سال خواب موندم!!! از سال 1385 تا سال 1386 خواب بودم.  اسممو  تو کتاب رکودها نوشتن!
در حال تحویل سال من خواب بودم ، داشتم خواب میدیدم که وقتی سال تحویل شد من تو خواب چپ کردم!!! منظور این خوابو من نفهمیدم!

قلک!

وقتی هم که از خواب پاشدم همین طوری عیدی (پول) میریخت رو سرم! منم دیدم خونمون جا نداره و من نمیدونم با این عیدی ها چیکار کنم، تصمیم گرفتم نصفشو بریزم جلوی گوشفندای همسایمون! چیزه.... ! گوسفندای همسایمون.اونا هم تعجب کردن ! تصمیم گرفتم با بقیه ی عیدیها یه بانک تو کوچه بزنم و وام بدم به همسایه ها! انقدر پولا زیاد بود که اسممو نوشتن تو رکردها !(پولدار ترین پسر جهان!)که یهو از خواب پاشدم دیدم حتی یه 100 تومنی هم اینجا نیست! همش خواب بود!

راستی عیدی هاتونو می خواین چی کار کنین ؟! چه قدر گیرتون اومده تا حالا؟!(بچه مگه فوزولی؟!)

خشابدار!

موقع تحویل سال هم دیدیم داره از تو لوله بخاری صدا میاد که دیدیم یهو یه بابا نوﺋل افتاد وسط خونه!تعجب کرده بود! من گفتم  بابا چند بار میای؟! اونم یه نگاه به من کردو یه کم فکر کرد و زیره چونشو خاروند و دوباره رفت تو لوله بخاری!(طفلی،اشتباه گرفته بود)ا

بی جنبه!

این از روزه عید! برمیگردیم به روزای عقب تر به 4شنبه سوزی!آره 4شنبه سوزی.

منو بچه ها کنار آتیش ایستاده بودیم که دیدم 2تا شیع افتاد تو آتیش ها! و همه پا به فرار گذاشتن!من کنجکاو شدم بدونم اینا چیه! دستمو کردم تو آتیشها و درشون آوردم ، خوب که نگاهشون کردم دیدم چه قدر شبیه نارنجکن ( همون ترقه)!...

 چهار شنبه سوزی!

...که دیدم یه هو یکی از بچه ها داد زد و  صحنه آهسته دوید طرفه من و گفت:خـــــطـــــر ناااااااکـــــــهه ه ه ...! و از توی دستم برشون داشت و اومد که پرتاب کنه تو دستش ترکید و پاشید تو چشماش! صورتش خونی شد،چشماش کور، که یه هو پاش گیر کرد به یه سنگو افتاد تو آتیشا!(من با خودم گفتم خب آدم عاقل تو که میدونی ترقه بازی خطر داره چرا این کارو کردی؟ چرا ترقه رو پرتاب نکردی ؟ حالا خوب شد که  تو دستت ترکیده؟ چشمات کور شد؟! هاااای دلم  حال اومد دیگه تو یاشی از این کارا نکی!)  چنتا از بچه ها یک پیک نیک که بهش چنتا اسپری رنگ وصل بود انداختن تو آتیش! این دفه همه فرار کردیم ، یه جا ایستادیم و آتیشو نگاه میکردیم ، من از رفیقم پرسیدم چرا اینارو انداختن تو آتیشا ؟ گفت اینا رفتن کلاسه تروریستها ! العان هم معلمشون داره ازشون امتحان میگیره!امتحاناته میان ترمشونه!

ZigoOl!

{" این بالایی هم کاره ریفیقه گلم زیگول !  "}

  دیدیم داره هوا سرد میشه که یکی از بچه هارو شکستیمش و انداختیم تو آتیشا ، گرم شدیم!

(اگه خواستین نظر بدین یه کلمه بی ربط و الکی از خودتون در بیارین بگین بجای رمز ، "طنز باشه"! هر کی نگه کامپیوترش خوکی میشه!)

بعله خُب ... کجا بودیم؟!

خب میریم سراغ خونه تکونی!
داشتیم خونه تکونی میکردیم که خیلی چیز ها را پیدا کردیم!بازم پول پیدا کردیم!حدود یه 100تایی بود که  نیمدونستیم چیکار کنیم با این همه پول!(لازم به ذکر است بگوییم که تمام پولها سکه ی 10 و 5تومانی است!)!...

 هفته پیش داشتم کمدم رو می تکوندم که دیدم چنتا افغان داخل کمدم پیدا شدن !،(این افغانها وقتی که به ایران حمله کرده بودن،چنتاشون اومدن تو کمد من، قایم شدن)!!
من دره کمد رو که باز کردم همشون هم مات و مبهوت داشتن بر بر منو نگاه میکردن! منم همشونو در آوردم و با یه پارچه خاکهاشونو پاک کردم و دوباره گذاشتمشون سر جاشون! ( مثلآ من اینا رو ندیدم!)

خونه تکونی تو یک خونه از خونه ها!!

حالا میریم سره 13 به در!رفتیم 13 به در که همسایمونم اومده بود. با بچه ها گفتیم یه تاب درست کنیم ! یه طناب جور کردیم بستیم به درخت! همه تاب سواری کردیم ، نوبت پسر همسایمون شد اونو گذاشتیم تو تابو هولش دادیم رفت جلو اومد عقب ! من تند تر هولش دادم که دیدیم تاب رفت جلو اما خالی اومد!ما هم به روی خودمو نیاوردیمو سوت میزدیم!13 رو هم به در کردیمو مثل رسم قدیم سبزه هارو انداختیم تو رود خونه و سبزه گره زدیم!

13 پدر!

العان هم که عصره 13 بدره ما تو خونه هستیم داریم پیک نوروزی حل میکٍنیم و مشقامو مینویسم چون فردا کلاس دارم!

پایان!

------------------------------------------
بعله در سال گذشته حوادث مهمی در وبلاگ اتفاق افتاد که من به صورت لیستی در آوردم که برخی از آنها را با هم می خوانیم و مرور میکنیمم!:
1: کشته شدن دوستم توسط 4 سارق!(قیمت بالایی خرج شد!)
2:کشته شدن 4 سارق به نحوی!(قیمت بیشتری خرج شد!)
3:کثیف شدن یک بستنی!(که بستنیش از این گرونا بود!)
4:از بین رفتن یک عدد ماشین پیکان مدل 70 و شکستن تیر چراق برق!(پیکانش گاز سوز بود !)
5:آتش گرفتن یک موتور سیکلت!(موتور سیکلتش کارت سوت داره!)
6:افتادن دوستم از روی دیواره باغ و به قتل رسیدن توسط گوسفندای وحشی!(خرج زیادی بابت وحشی کردن گوسفندها شد!)
7: کشته شدن به ترتیب: مرد هندی و شتر دانا!(قیمت بیشتر تری،خرج شد!)
8:سوختن دوست دیگرم توسط برق!(قبض برق زیاد اومد!)
9: پَر کنده شدن 2 عدد قناری!(قناری هاش گرون بود یکی شونم جوجه بود!)
10:دزدیدن یک کیلو چاقاله!و کشته شدن یک دزد دریایی!(پیدا کردنه یک دزد دریایی در بیابان کاره سختی بود)
11:معرفی بچه های خوب!(خرج شد)
12:دوستم خیلی با موتورش ماهر بود!(دلتون بسوزه!)
13:خرج هنگفتی برای جوایز مسا بقه ها!
که تمام این کارها خرج بالایی روی دستمون گذاشته! (چنتا خونواده از هم پاشیده شدن)! هنوزم که هنوزه دارم وام خالی میکنم!.پس پیش بینی میکنیم که امسال سال گرانتری از سال قبل میباشد!
------------------------------------------

اینم اولین فلشم حتمآ ببینید!

بچه ی هنرمند! KB297 حجم:

اینم لینکش!

خوب اینم از این سال! ساله خوب رو در پی داشته باشین!

اینم چنتا والپیپر برای دسکتاپتون.

7سین!  قلدور!

دختر!  یادش بخیر!برو بچه های 1385!

تو مسابقه ی قبل چند نفر پاسخ قشنگ داده بودن که من بعضی هاشونو جایزه دادم( لینک کردم)!ولی جایزه های اصلی رو هنوز اعلام نکردن!! !

خاتون،زیگول،"سینا(یه کم کمتر بنویس!)"،فریاد بی صدا(لینک شدی!)3 بهمنی!(لینک شدی)جیگرتو!(لینک شدی!)یه نفر به نامه محمد رضا!(لینک شدی! جوابت تاریخ گذشته بود ولی لینک شدی!)

جواب مسابقه ی قبل هنوز نیومده شما اگه می خواین  با اطلاع بشین از نتایج و جوایز مسابقه می تونین در روزنامه های کثیرالانتشار واقع در دکه های روزنامه فروشی رجوع کنید و به جواب خود برسید!

اینم دفترم! یادش بخیر ماله ساله 85 بود!

خب میریم سراغ مسابقه ی این پست!

شما به این سوال ها جواب بدین!

1:لطفآ تعبیر خواب من رو بنویسید!

2:چرا اسم بابا لنگ دراز رو تو کتاب رکورد ها ننوشتن؟!

3: اگر رستم به جای رخش موتور سیکلت داشت چه میشد؟!

4:برای خلبان شدن به چه چیز هایی نیاز داریم؟!

شما می توانید به تمام این سوالات پاسخ دهید! لطفا پاسخ ها تون رو به صورت طنز بنویسید!

راستی یادم رفت بگم

آیا می دونستین وقتي كه به شدت عطسه مي‌كنيد، ممكن است يك دنده شما بشكند و اگر عطسه خود را حبس كنيد، ممكن است يك رگ خوني در سر و يا گردن شما پاره شود و بميريد.

مرسی منتتظر نظر های گرمتون هستم! ساله خوبی داشته باشین!

سر بلندو دراز باشید!

.::مجتبی::.

Noyan!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 فروردین1386ساعت 3:22 قبل از ظهر  توسط مجتبی  | 

 

!!! .بدون ذکر منبع مجازات مي باشد و تنبیه بدنی در پی دارد"www.Noyan.blogfa.com"کپی برداری از روی وبلاگ